جمعه، خرداد ۰۵، ۱۳۹۱

قصۀ شهرفیروزکوه - نبی ساقی - چاپ اول زمستان 1386 مطبعه صنعتی هرات ، انتشارات ابدالی


قصۀ شهرفیروزکوه همۀ قصۀ شهرفیروزکوه نیست.حکایت این شهر وسرگذشت این « حضرت » داستان بلند وشرح طویلی دارد ومطالعات وپژوهش های فراخ دامنی می طلبدکه درحال حاضردر توان این ناتوان نمی باشد.قصۀ شهرفیروزکوه حد اکثر اگر بتواند
گوشه های کوچکی ازسرگذشت شهرفیروزکوه رابازتاب دهد به زعم خود کارِ کارستانی انجام داده است.
تاریخِ غور به ویژه بعد ازنابودی وویرانی ای فیروزکوه ، ظلماتی است سخت صعب تیره وتاریک وناروشن که قدم زدن وقلم زدن به آن سرزمین کارسهل وسادۀ نیست وتوشه وتوان کافی می خواهد وکشف گنج های تاریخی ای که دردل این ویرانه نهفته است ،کندوکاو وجست وجوی ژرف وعمیق ودقیق می طلبد.
مردمِ غور بعد از آن سقوط سهمگین ، دیگر فرصت آن را نیافته اند که به گذشته وتاریخ خویش بپردازند وآن را مورد ارزیابی ومداقه قرار دهند. نوشته های مرحوم حبیبی وآقای عتیق الله پژواک وآقای پنجشیری واستاد علی احمد کهزاد ودیگران درباب تاریخ غور ، همه عمدتاً تاسقوط فیروزکوه پیش آمده اند وبه آنچه که بعد ازآن دراین آب وخا ک گذشته است ، کمتر پرداخته اند ، بل اصلاً نپرداخته اند. درحالی که ابهامِ اصلی وپرسش های اساسی، درغورِبعد از سقوطِ فیروزکوه نهفته است ومسالۀ مهم اما ؛ مبهم این است که دراین هشت صد واندی سال دراین مرزوبوم چه  گذشته است ودرحق این مردم چه رفته است وآن های که دراین محل بوده اند ، خود چه کسانی بوده اند وچه کارهای می کرده اند ؟