سه‌شنبه، شهریور ۱۱، ۱۳۹۳

نصيحة الملوک - امام غزالی /به کوشش و تصحيح مرحوم جلال همايی


دانلود رایگان متن کامل کتاب الکترونیک
نصيحة الملوک - امام غزالی /به کوشش و تصحيح مرحوم جلال همايی
سال ۱۳۱۵-۱۳۱۷
چاپخانه مجلس طهران


در میان آثار فارسی امام غزالی، پس از کیمیای سعادت، نصیحة الملوک بزرگترین و مهمترین کتاب اوست. نصیحة الملوک کتابی است که به شکل پند و اندرز برای سلاطین، وزرا و امرا نوشته شده است. این کتاب تا حال دوبار به کوشش و تصحیح مرحوم جلال همایی به نشر رسیده است. بار نخست در سالهای ۱۳۱۵-۱۳۱۷ و بار دوم در سال ۱۳۵۱ به چاپ رسید. متن نصیحة الملوک در حدود ۲۸۷ صفحه است که از دو بخش تشکیل شده؛ بخش اول آن ۷۹ صفحه بوده که کمتر از یک سوم کل متن است.

آقای همایی در مقدمه خود از بخش اول به عنوان مقدمه کتاب یاد کرده است ولی نصرالله پورجوادی در کتاب خود تحت عنوان «دو مجدد» می نویسد (صفحه ۴۱۴) : «ولی حقیقت این است که چیزی که بخش اول خوانده شده مقدمه نصیحة الملوک نیست بلکه اصل نصیحة الملوک است، چه آنچه بخش دوم نصیحة الملوک خوانده شده است اثر غزالی نیست، بلکه نوشته شخص دیگری است.» وی می افزاید «در مورد اصالت بخش اول می توان مطمئن بود، در مورد بخش دوم، به عکس، می توان با اطمینان گفت که از غزالی نیست.»

از جمله دلایلی که بخش دوم از آنِ غزالی نیست این است که نویسنده دراین بخش اشعار فارسی فراوانی نقل کرده است در حالی که غزالی معمولاً در آثار خود این کار را نمی کند. ذکر مطالب مربوط به پادشاهان قدیم ایران زمین مانند گشتاسب و شاپور و اردشیر، و ستایش از قوم ایرانی و پادشاهان قدیم آریانا با روحیه غزالی به کلی مغایرت دارد. عبدالحسین زرین کوب در کتاب «فرار از مدرسه» به دلیل تفاوتی که در سبک و نوع مطالب این بخش با سایر آثار غزالی دیده میشود ثابت کرده است که بخش دوم نصیحة الملوک که شامل ابواب هفتگانه است از غزالی نیست. بعضی از محققان غربی نیز چون پاتریشا کرون انتساب بخش دوم این کتاب را به امام غزالی مردود شمرده اند. پاتریشا کرون در کتاب منتشره سال ۱۹۸۷ خود این نکته را واضح می سازد که چندین نسخه خطی عربی، همان گونه که نسخه های قدیم متن فارسی فقط بخش اول را دارند، تنها شامل بخش اول هستند.

کتاب نصیحة الملوک چندین قرن پیش به زبان عربی تحت عنوان «التبر المسبوک فی نصیحة الملوک» ترجمه شده است. مترجم این کتاب در هیچ یک از نسخه های خطی نام خود را ذکر نکرده.

در مورد این که نصیحة الملوک به کدام پادشاه نوشته شده نیز اختلاف نظر است. در ترجمه عربی نصیحة الملوک این پادشاه سلطان محمد بن ملکشاه معرفی شده ولی در منابع پارسی از جمله فضائل الانام اسم سلطان سنجر بن ملکشاه آمده است. در دیباچهء بعضی از نسخه های خطی نصیحة الملوک آمده است که روزی سلطان سنجر نزد حجة الاسلام رفت و « تا شب در صحبت او بود و وقت را به طاعت و عبادت گذرانیدند. به وقت بازگشتن درخواست که مارا نصیحتی بکن تا برآن رفته آید. شیخ فرمود که چون رکاب میمون به سرای رسد در عقب فرستاده خواهد شد. آنگاه این کتاب را ساخت و فرستاد، و پیوسته این کتاب را سلطان سنجر ملازم خود کردی و از خود دور نداشتی».