جمعه، خرداد ۰۵، ۱۳۹۱

آتش عشق (دفتر شعر) - میرعبیدالله سرحدی به اهتمام نثار احمد حبیبی غوری


از مقدمه کتاب:

"135 سال قبل در قلب کوه پایه های غور شخصیت چون میر عبیدالله "سرحدی" با عشق خداوندی دست به سرودن اشعار می زند وبیاض اشعار آن از نسل به نسل باقی می ماند ، بنده حقیر با پیگیری و تب و تلاش موفق شدم این یادداشت ها را به همکاری محترم استاد تاج محمد خان و ملا محمد از نواده گان مرحوم "سرحدی" به دست بیاورم و در اوقات فراغت به مطالعه و
بعضی اصلاحات در اشعار موصوف بزنم که بعد از مدت های طولانی این فرصت دست داد تا به همکاری دوستانم چون جناب آقای عبدالقدیم "هوشنگ" بدخشانی  و یکی از شعرای معروف و معاصر افغانستان افتخار چاپ را حاصل نمایم و خاطرات پدرانم و سلسله سلاطین با شکوه و نام دار غور را یک بار دیگر در دل ها زنده سازم ، سرداران غور که شعر شاعری یکی از میراث های باقی مانده آنان است ضمن شهکاری ، فتوحات و بیادگار گذاشتن آثار تاریخی ، باستانی چون منار جام ، منار قطب دهلی ، مسجد جامع بزرگ هرات و ده ها اثر به یاد ماندنی در دوره های مختلف زندگی تا امروز این سلسله را زنده نگاه داشته است . و  اولادهای سلاطین غوری درغور، هرات ، کابلستان ، بامیان ، مشرقی ، بادغیس،لوگر،غزنی،قندهار،فاریاب ،و هندوستان همیشه بر خود میبالند و افتخار دارند که منسوب به سلسله ملک شنسب هستند و مهم تر از همه این که در سلسله این سلاطین نام دار و حکومت های شان از شرق مدیترانه تا غرب هندوستان در زیر سایه دین مقدس اسلام و در چوکات مقررات اسلامی آثار دینی و مذهبی زیاد به جا گذاشته اند ،همان طوری که در بالا ذکر کردم شعر و شاعری میراث این سلسله است، میتوان از شعرا و نویسنده گان چون استاد محمد سعید "مشعل"، جناب اقای پروانه در ولسوالی تیوره ،میر جلال الدین و ملا محمد نیاز از میرهای غوک در ولسوالی شهرک که دسترسی خوب به شعر و شاعری داشته اند و از نواده گان سلسله شهاب الدین غوری بوده اند یاد آوری نماییم.
میخواهم به یک قطعه شعری که از سروده های سلطان علاءالدین حسین  زمانی که از فوت برادرش آگاه شد و با جمع اوری لشکر قصد عزیمت به غزنی نمود منضومه را برای وی نوشت خواستم در اول این کتاب یادی کرده باشم از خاطرات آن ایام که774 سال قبل سروده شده زنده نمایم."