جمعه، خرداد ۱۲، ۱۳۹۱

هيمن ستاره ای درخشان در آسمان ادبيات معاصر کرد - سیامند زندی


از ویکی پدیا:

محمدامین شیخ‌الاسلامی مُکری ملقب به هیمن (به کردی: ھێمن Hêmin، به معنی متین) و یا هیمن موکریانی (زادهٔ بهار سال ۱۹۲۱ در مهاباد، درگذشته ۱۶ آوریل ۱۹۸۶ در ارومیه) شاعر، مترجم و نویسنده کرد ایرانی بود.
هیمن پس از یادگیری قران و کتب مقدماتی فارسی و عربی به مهاباد رفت و در مدت چهار سال در خانقاه و
مدرسه جد مادریش شیخ یوسف برهان به عنوان طلبه علوم دینی تحصیلات خود را ادامه داد. هیمن تحت تأثیر معلم مدرسه‌ای در کلیجه در نزدیکی ده خود (لاچین مهاباد) به نام ملااحمد فوزی (زاده سلیمانیه و درگذشته در مکری در ۱۹۴۳) از فارسی و سرودن شعر بدان روی گردانده و شدیدا به کردی و فولکلور آن علاقه‌مند شده و مروج زبان نوشتاری کردی شد. هیمن از فعالان حزب دمکرات کردستان در زمان اعلام استقلال کردستان در ۱۹۴۶ در ایران بود و سپس به کردستان عراق گریخت تا بعد از انقلاب اسلامی که به ایران بازگشت و در ارومیه درگذشت.

یادداشت مترجم:
از ترجمه ی اين کار نزديک به دو دهه می گذرد، دقيق تر بگويم، 19 سال قبل، آن را از کردی به فارسی برگرداندم. ادبيات معاصر کرد، در کردستان ايران دو چهره ی ارزنده و شاخص دارد. هيمن و هه ژار. دو فردی که تاثيری جدی در ادبيات معاصر کرد از خود باقی گذاشتند، آوازه و تاثير کارشان مرزهای کردستان ايران را درنورديد، هر آنجایی که کردی بود، تاثير کار و مقام شعری آنها مشهود ماند، اما شايد يکی از شاخص های ستم ملی را بتوان عدم شناخت آنها در ايران، و حتی کمترين تلاشی در اين زمينه توسط حتی روشنفکران دور از قدرت نيز گفت.
مطلب اخير اتوبيوگرافی هيمن است، چيزی که خود در مقدمه ی مجموعه شعر خود تحت عنوان «تاريک و روون» [سايه روشن] نوشته است.
در زمان ترجمه ی اين اثر، مقدمه ای بر آن نوشتم، که در همين جا نيز آمده است. امروز پس از گذشت سال های طولانی شايد برای نوشتن اين مقدمه از واژگان و لحنی متفاوت استفاده می کردم، اما مضمون آن بی ترديد همين که هست می ماند.
در پايان بايد اشاره کنم، منظومه ی «ناله ی جودایی» يکی از زیباترين و پراحساس ترين کارهای هيمن است که به بخشی از فرهنگ عمومی کرد در ايران و همينطور سراسر جغرافيای کردستان تبديل شده، ترانه سرودها، داستان ها و حتی ضرب المثل هایی بر پايه ی آن شکل گرفته و جايگير شده اند، من هيچ بهره ای از ذوق شعری نبرده ام و قادر به ترجمه ی شعر هيم نيستم، ای کاش روزی دوستان و عزيزانی که در اين زمينه صاحب ذوق شعری اند، اين اثر جاودانه را به قصد شناساندن آن ترجمه کنند، يقينا خدمتی در خور به ادبيات کرد نموده اند.