جمعه، دی ۰۲، ۱۳۹۰

دوماهنامه فرشته های کاغذی، سال اول، شماره اول، دی ماه ۱۳۹۰

در سرمقاله اولین شماره آمده:
تقصیر خودتان بود که دیر کار فرستادید. آنقدر دیر فرستادید که باید شب یلدا بنشینم اینجا کارهای نشریه را انجام دهم. همین الان الهام حیدری عزیز 19 کار دیگر فرستاد که بگذارم ولی واقعا دیگر زمانی ندارم و قولمان باید قول باشد.
این هم از شماره اول نشریه «فرشته های کاغذی ». دانلود کنید از داستان ها و شعرها لذت ببرید. فقط کافیست که فایل را بریزید روی فلش و بروید سر کوچه پرینت بگیرید. 58 صفحه هم بیشتر نیست. صفحه پنجاه تومان که حساب کنید می شود، 2900 تومان. یکم از پول شارژ ایرانسل بیشتر است.
باید تشکر کنم از خیلی ها که پشتم ایستادند. فرزاد قنبری عزیز نشان داد که مثل همیشه منتظر است تا صدایش کنم و کاری روی دوشش بگذارم. از الهام حیدری که تا آخرین لحظه ها منتظر کارهای شما ماند تشکر می کنم. لطفا از این به بعد شعرهایتان را برای ایشان بفرستید. ایمیلش را هم صفحه اول گذاشته ام. از مهسا عاصی هم تشکر می کنم که زحمت بخش ترجمه را به عهده گرفت. کارهای ترجمه خود را برای او بفرستید. داستان ها را هم برای خودم بفرستید تا کسی این بخش را به عهده بگیرد.
دوستان شماره اول است، خیلی نواقص دارد ولی شما به بزرگی خودتان ببخشید. یکی از نواقص
نداشتن شماره صفحات است که قول می دهیم در شماره بعدی اضافه کنیم.
شاهین نجفی مصاحبه نکرد. جالب بود که شاهین نجفی اولین کسی بود که به ایمیل من پاسخ داد و گفت در خدمت است، ولی با دیدن سوال ها اندکی زمان خواست و دیگر پیدایش نشد. در میلان برنامه داشت. مطمئنم که برای شماره بعدی حتما مصاحبه خواهد کرد. بدقول نیست دوستان، گرفتار است. مثل هر کدام از ماها که برای زندگی کردن باید ... .
در هر حال تشکر می کنم از استادم دکتر سید مهدی موسوی که مانند خیلی ها خودش را نگرفت و کار فرستاد. )خیلی ها گفتند که کار نمی فرستند چون باید ببینند چه جور مجله ای است(. از فاطمه اختصاری، محسن عاصی، طیبه تیموری نیا هم برای پیشنهادهای سازنده شان تشکر میکنم و از همین جا دستشان را می بوسم. واقعا مغزم کار نمی کند که سر مقاله خوبی بنویسم، همین الان کار نشریه تمام شد و با خیال آسوده می خواهم بروم چای بخورم.
ساموئل کابلی، شب یلدا، کنار دریای مرمره