دوشنبه، اسفند ۲۲، ۱۳۹۰

حیوانی سخت کمیاب (گزید ه ی شعرهای آنا سوئیر) -محسن عمادی ، مینو مهرآذر

شاید هیچ بیانی بهتر از این سطرها از شاعری چون آنا سوئیر نمی‌گوید. آنا سوییر شاعره‌ی لهستانی در سال ۱۹۰۹ به دنیا آمد.  آنا، فرزند یک هنرمند نقاش و یک خواننده‌ بود. پدرش تاثیری شگفت بر زندگی‌اش نهاد. او از خود شعرهای زیادی به جا گذاشت که پیرنگ اصلی آن‌ها کودکی و پدر و مادرش هستند.
شعر سوییر از زنانگی، جنسیت و کالبد زنانه  اسطوره‌زدایی می‌کند و
می‌کوشد تا غبار شاعرانه‌ای که قرن‌ها بر آن نشسته‌است را بزداید.
در نگاه نوسیستیک سوییر، در جهانی بدون هر نشانه‌ی نجات، تنها، بیمار و محکوم به پوچی مرگ، تنها چیزی که واقعن داریم، بد یا خوب، تنمان است.  تن سرچشمه‌ی زندگی، لذت و وجد ‌است، در عین‌حال خانه‌ی مرگ، درد و رنج است. شعر سوییر را چسلاو میلوش، شاعر تبعیدی لهستانی به همراهی لئونارد ناتان شاعر کم‌نظیر آمریکایی به جهانیان معرفی کردند. آنا سوییر در سال ۱۹۸۴ درگذشت.